دست خودت نیست!
زن که باشی
گاهی دوست داری
تکیه بدهی ، پناه ببری ...
دست خودت نیست!
زن که باشی
گهگاه مشتاقانه بو می کنی دست هایت را...
شاید عطر تلخ و گس او
لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد!!
دست خودت نیست!
زن که باشی
گاهی رهایش می کنی و پشت سرش آب می ریزی
و قناعت می کنی به رویای حضورش ...
به این امید که او خوشبخت باشد!
دست خودت نیست!
زن که باشی
همه ی دیوانگی های عالم را بلدی!!

نظرات شما عزیزان:
عهديه 
ساعت12:47---23 آبان 1390
متنت خيلي قشنگ بود خوشم آمد
غريبه ديروز،اشناي امروز،از ياد رفته فردا هايت. 
ساعت17:41---18 آبان 1390
زن كه باشي همينه ديگه...
مراممون نسبت به اقايون بيشتره...
به من هم سر بزن..
|